تایماز نیوز | آیت الله سید حسن عاملی گفت: بدرقه، در فرهنگ ما تنها بدرقه یک انسان نیست؛ بدرقه یک راه است، بدرقه یک اندیشه است، بدرقه عهدی است که میان مردم و آرمانهایشان بسته شده است. آنجا که مردم، با قلبهایشان سخن میگویند، واژهها دیگر توان توصیف ندارند و احساس، جای همه جملهها را میگیرد.
امام جمعه اردبیل افزود:گاهی یک نگاه، از هزار سخن رساتر است. گاهی تکان دادن دستی در میان انبوه جمعیت، هزاران پیام ناگفته را در خود جای میدهد. در چنین لحظههایی، انسان درمییابد که رابطه میان یک ملت و رهبرش، تنها رابطهای سیاسی یا اجتماعی نیست؛ بلکه پیوندی است که ریشه در ایمان، اعتماد، خاطرههای مشترک، روزهای سخت و امیدهای بزرگ دارد.
وی افزود:در روزگار ما که رسانهها میکوشند حقیقت را در میان انبوه تصویرها پنهان کنند و هیاهوی تبلیغات، جای صداقت را بگیرد، گاهی یک صحنه واقعی، تمام محاسبات را بر هم میزند. حضور پرشور مردم در بدرقه رهبر انقلاب اسلامی، تنها یک اجتماع نبود؛ تجلی احساس مسئولیتی بود که در عمق جان مردمان این سرزمین ریشه دارد. مردمی که سالها طعم دشواریها را چشیدهاند، اما هنوز امید را بزرگترین سرمایه خود میدانند.
خطیب جمعه اردبیل خاطر نشان کرد:شکوه آن بدرقه را نمیتوان تنها با شمار جمعیت سنجید. عظمت آن، در دلهایی بود که بیهیچ دعوتی، خود را به آن لحظه رسانده بودند. در نگاه پیرمردی که عصا به دست آمده بود تا بگوید هنوز عهدش پابرجاست. در مادری که کودک خود را بر دوش گرفته بود تا نخستین درس زندگی را به او بیاموزد؛ درس وفاداری. در جوانی که شاید بسیاری از روزهای سخت را ندیده بود، اما آمده بود تا اعلام کند که تاریخ این ملت را فراموش نکرده است.
وی گفت:وفاداری، واژهای است که نوشتنش آسان و زندگی کردن با آن دشوار است. ملت ایران بارها نشان داده است که این واژه را تنها بر زبان نمیآورد، بلکه آن را زندگی میکند. از روزهای دفاع مقدس تا روزهای سخت تحریم، از تشییع شهیدان تا حضور در صحنههای سرنوشتساز، همیشه یک حقیقت آشکار بوده است؛ هرگاه پای عزت و استقلال این سرزمین در میان باشد، مردم، فارغ از همه تفاوتها، در کنار یکدیگر میایستند.
امام جمعه اردبیل افزود:شاید راز ماندگاری چنین صحنههایی در همین باشد؛ اینکه مردم، شخصیتها را تنها با جایگاه رسمیشان نمیشناسند، بلکه آنان را با سالهای ایستادگی، صبوری و همراهی با ملت به خاطر میسپارند. احترامی که در دلها شکل میگیرد، محصول یک روز و یک سخنرانی نیست؛ حاصل سالها اعتماد، تجربه و همراهی است.
وی اظهار داشت: بدرقه تاریخی، فقط پایان یک دیدار نبود؛ آغازی دوباره برای یادآوری مسئولیتی بود که بر دوش همه ما قرار دارد. مسئولیت حفظ وحدت، امید و همبستگی. هر نسلی، میراثی از نسل پیش از خود دریافت میکند. اگر نسل دیروز، استقلال و امنیت را برای ما به یادگار گذاشته است، نسل امروز باید سرمایه اعتماد و همدلی را به آیندگان بسپارد.
در آن روز، هیچکس از دیگری نمیپرسید که از کدام شهر آمده است، چه شغلی دارد یا چه سلیقهای دارد. همه، تنها یک هویت داشتند؛ هویت مردمی که سرنوشت خود را با سرنوشت کشورشان گره خورده میدیدند. این همان معجزهای است که کمتر در قاب دوربینها دیده میشود؛ معجزه وحدت.
تاریخ، شاهد ملتهای بسیاری بوده است که اختلافها آنان را از درون تهی کرده است. اما ملتهایی نیز بودهاند که هرگاه دست در دست هم گذاشتهاند، از سختترین گردنهها عبور کردهاند. ایران نیز بارها چنین تجربهای را از سر گذرانده است. هرگاه مردم و مسئولان، با تکیه بر اعتماد متقابل، در کنار هم ایستادهاند، هیچ توفانی نتوانسته است ریشه این درخت کهن را بخشکاند.
رهبر انقلاب، بارها از امید سخن گفتهاند؛ امیدی که نه به معنای نادیده گرفتن مشکلات، بلکه به معنای باور داشتن به توانایی ملت برای غلبه بر آنهاست. این امید، همان چراغی است که در دل بسیاری از جوانان روشن مانده و آنان را به تلاش، علمآموزی، سازندگی و خدمت به کشور فراخوانده است.
بدرقه تاریخی، یادآور حقیقتی دیگر نیز بود؛ اینکه محبت، اگر بر پایه صداقت باشد، هرگز کهنه نمیشود. مردم، با حضور خود نشان دادند که قدردانی، تنها در قالب سخنرانی یا نوشته خلاصه نمیشود؛ گاهی حضور، رساترین زبان است. حضوری که بیهیاهو، اما عمیق و ماندگار، پیام خود را به تاریخ میرساند.
شاید سالها بعد، پژوهشگران درباره آن روز تحلیلهای گوناگون بنویسند، آمارها را بررسی کنند و از زوایای مختلف به آن بنگرند؛ اما آنچه در حافظه مردم باقی خواهد ماند، نه اعداد و ارقام، بلکه احساسی است که در آن لحظه میان دلها جریان داشت؛ احساسی از همدلی، مسئولیت و امید.
نسل امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد بداند که آینده، تنها با گلایه ساخته نمیشود؛ آینده را انسانهایی میسازند که در سختترین روزها نیز دست از تلاش برنمیدارند. هر بدرقهای، اگر با ایمان و مسئولیت همراه باشد، در حقیقت بدرقه یک حرکت نیست؛ آغاز حرکتی تازه است.
و چه زیباست ملتی که رهبر خود را نه از سر اجبار، بلکه از سر محبت بدرقه میکند؛ ملتی که در روزهای حساس، سکوت را کنار میگذارد و با حضور خود، فصل تازهای از تاریخ را مینویسد. این حضور، بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، نمایش اعتماد است؛ اعتمادی که سرمایهای بزرگ برای هر جامعه به شمار میرود.
امروز اگر از آن صحنه با عنوان «بدرقه تاریخی» یاد میشود، به این دلیل است که آن روز، تنها یک مراسم برگزار نشد؛ بلکه روایتی از پیوند میان مردم و آرمانهایشان به نمایش درآمد. روایتی که به ما یادآوری میکند عزت هر ملت، پیش از آنکه در تجهیزات و امکاناتش باشد، در وحدت، ایمان و وفاداری مردمان آن نهفته است.
شاید روزگار، چهرهها را تغییر دهد و نسلها یکی پس از دیگری از راه برسند، اما آنچه در حافظه تاریخ باقی میماند، لحظههایی است که انسانها از مرز منافع شخصی عبور میکنند و برای ارزشهای مشترک خود گرد هم میآیند. بدرقه تاریخی، از همین جنس لحظههاست؛ لحظهای که دلهای بسیار، به یک تپش رسیدند و تاریخ، آرام و بیصدا، صفحهای تازه از وفاداری یک ملت را ورق زد.
و چه باشکوه است ملتی که میداند احترام به رهبری، زمانی معنا پیدا میکند که در کنار آن، مسئولیتپذیری، همدلی، تلاش برای آبادانی کشور و حفظ وحدت نیز زنده باشد. چنین ملتی، نهتنها بدرقهای تاریخی میآفریند، بلکه آیندهای تاریخی نیز خواهد ساخت


Friday, 17 July , 2026