✍️ علیرضا داوری | در آستانه دیدار تاریخی معاون رئیس‌جمهور آمریکا، جی‌دی ونس، با رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، محمدباقر قالیباف، که از فردا ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ در اسلام‌آباد پاکستان آغاز می‌شود، این پرسش جدی مطرح است: آیا این مذاکرات می‌تواند نقطه عطفی تاریخی باشد، شبیه دیدار هنری کیسینجر با چو‌ئن‌لای در سال ۱۹۷۱؟ و آیا قالیباف می‌تواند نقش «پل واقع‌بینانه» را ایفا کند که چوئن‌لای برای توسعه اقتصادی چین بر عهده گرفت؟

تایماز نیوز | چرا ظرفیت چنین لحظه تاریخی به وضوح وجود دارد؟

جنگ ۴۰ روزه اخیر ثابت کرد که دولت ترامپ در تقابل رو در رو نتوانست ایران را به زانو درآورد. اهداف اعلام‌شده واشنگتن و تل‌آویو – از خنثی‌سازی کامل برنامه هسته‌ای تا نابودی توان نظامی یا تغییر رژیم – به طور کامل شکست خورد. ایران با مقاومت قابل تحسین، کنترل تنگه هرمز را حفظ کرد و در نهایت آتش‌بس دوهفته‌ای با میانجی‌گری پاکستان برقرار شد، بدون آنکه ایران در برابر تهاجم آمریکا و متحدانش تسلیم شود.

 

این دقیقاً همان منطق مواجهه آمریکا با چین در ابتدای دهه ۱۹۷۰ است: آمریکا وقتی قدرتی را «غیرقابل حذف» ببیند، شعارهایش را کنار میگذارد و به مذاکره و توافق تن میدهد.

 

قالیباف با اینکه از دل سپاه پاسداران آمده، اما همیشه به عنوان یک تکنوکرات و مدیر عملگرا شناخته شده است.

 

قالیباف، ایدئولوگ نیست، بلکه یک چهره عملگرا در چارچوب ارزش‌ها و باورهای جمهوری اسلامی است.

قالیباف بعنوان یک پراگماتیست، همواره پلی میان قدرت سپاه و نیازهای اقتصادی و توسعه ای کشور بوده است.

 

اگر قالیباف مانند چوئن‌لای، بر منافع مشترک تمرکز کند، این دیدار می‌تواند آغاز «تفاهم ۲۰۲۶» باشد: لحظه‌ای که آمریکا قدرت ایران را به عنوان واقعیت غیرقابل انکار به رسمیت می‌شناسد و تعادل جدیدی در خاورمیانه و خلیج فارس شکل می‌گیرد. این نه یک پیش‌بینی ساده، بلکه نتیجه‌گیری از واقعیت‌های میدانی در جنگ چهل روزه است. قدرت ایران دیگر انکارشدنی نیست و هر دو طرف به نقطه‌ای رسیده‌اند که مذاکره، عاقلانه‌تر از ادامه جنگ و تقابل است. قالیباف فرصت دارد چوئن‌لای ایران شود. روزهای آینده، سرنوشت این فرصت تاریخی را روشن خواهد کرد.