تایماز نیوز – لیلا حسینی خبرنگار تایماز نیوز| اما به نظر میرسد راه و رسم سریال شاید کمی نامتعارف طی شد؛ این سریال تقریبا در دو لوکیشن منزل و اداره پلیس میگذرد؛ هر چند فضا سازیها، نور و تصویر هم در منزل و هم در محل اداره پلیس غالبا مرموز ، خاکستری و غمگین است اما به واقع نورپردازی و تنالیته رنگی خوب است؛ بارانی بودن نیز نمی توند نقطه منفی باشد چرا که کل اتفاقات در 3 تا 4 روز روایت شده و رخ میدهد.
اینکه تا آخر سریال همه حدس و گمانها هم درست و هم غلط بود و مشخص نمی شد که چه کسی پشت همه ماجراها ایستاده است؛ نقطه قوت داستان است؛ کمی پیچیدگی که مغز را قلقلک داده و تا مدتی پس از اتمام هر قسمت فکر را مشغول می کند.
کارآگاه اصلی پلیس با نگاهی شکاک همه اعضا را برانداز کرده و همین حس را به ببینده انتقال داده و حالا مخاطبان نیز هر کارکتری را با دیده شک و تردید دنبال میکنند ؛ این یعنی یک نقطه قوت و البته لات و لمپن محور نبودنِ سریال، هم به دل بسیاری از مخاطبین نشست.
ارائه تصویری عصبانی از دو کارآگاه دخیل در پرونده، نشان از اهمیت کار و جدی گرفتن وظایف محوله از سوی پلیس و واقعیتر شدن روند سریال است؛ وقتی پروندهای با این حجم از اهمیت (پای یک طفل در میان است) روی میز آگاهی باز است نمیتوان خونسرد و جنتلمن برخورد کرد. این امر نشان میدهد وجود مشاور انتظامی در سریال کاملا تاثیرگذار بوده است.
شاید بتوان گفت بعد از مدتها یک سریالی که بشود نقدش کرد و صفت قابل قبول و خوب را بر آن نهاد از سینمای خانگی پخش شد؛ کارآگاه کیانی با چشمهای نافذ و کاریزمای مثال زدنی، متعهدانه کار را پیش میبرد، “محمدعلی محمدی” در نقش پارسا کارش را به درستی انجام داد؛ انتخاب شات و قاب ها عالی و از “گندهگویی” و “کلمات شعاری و گلدرشت” پرهیز شده بود.
شاید برخی خُرده بگیرند که چرا پلیس عصبانی بود، زود به نتیجه نرسید؟ چرا کاراگاه”پارسا” به دنبال تکروی و اثبات خودش بود، در این راه دچار اشتباهاتی شده و در نهایت جان خود را از دست داد؟ چرا همسر کاراگاه”کیانی” خیلی محجبه نبود؟ و …جواب این چراها در زندگی روزمره و یک روز کاری پلیس نهفته است؛ یک پلیس عادی که از دل همین جامعه برآمده است.
چرا که پلیس “رویین تن” نیست و یک فرد معمولی با تمام خطاها و اشتباه است اما به مرور در ماموریتهایش میآموزد که کمتر خطا کرده و تا حصول نتیجه پایمردی کند، پلیس نیز یک خانواده معمولی دارد مثل همه ما.
شاید مهمترین نکته آموزشی و درس آموز این سریال،همان موضوع تکراریِ دور نزدن مامور قانون است، اعتماد به پلیس، همواره در پروندهها چاره گشا بوده و هست.
البته در نظر بگیریم که سریال بسیار کُند پیش رفت، معماها خیلی هیجانانگیز نبوده و داستان منسجم نیست و امید میرود در سایر فیلم و سریالهای جنایی این نقصان برطرف شود.
از نظر دور نداریم که اخیرا در سریالهای نمایش خانگی به صورت عریان و واضح انواع خشونت های خانگی به نمایش گذاشته می شود مثلا چاقو زدن به عروس داماد در سریال ” گردن زنی” و مُثله کردن برادر توسط خواهرش”آوا” در این سریال بازنده که امیدواریم تبدیل به اپیدمی در سایر سریالهای پیش رو نباشد، مراقب باشیم تا تبدیل به فرهنگ نشود و عده ای از فیلم و سریالها الگوبرداری نکرده و آنها را در واقعیت بازسازی نکنند.
مریم کریمی_ خبرنگار
- نویسنده : مریم کریمی_ خبرنگار


Wednesday, 10 June , 2026