تایماز نیوز- پروین حسینی / سیاست «نه شرقی، نه غربی» یکی از اصول محوری در رویکرد جمهوری اسلامی ایران به سیاست خارجی است که پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ به عنوان راهبردی برای حفظ استقلال، حاکمیت ملی و مقاومت در برابر نفوذ قدرتهای بزرگ جهانی تعریف شد.
این سیاست، ریشه در تجربه های تاریخی ایران از مداخله های استعماری و امپریالیستی شرق و غرب دارد و هدف اصلی آن، تأکید بر هویت مستقل ایران در عرصه بینالمللی است. در این مقاله، به بررسی ابعاد این سیاست، ضرورت حفظ آن، چالشهای پیشرو و راهکارهای تقویت آن در جهان امروز میپردازیم.
۱. پیشینه تاریخی و مبانی فکری سیاست «نه شرقی، نه غربی» در واکنش به دو دوره تاریخی شکل گرفت: – دوره نفوذ غرب: از قرن نوزدهم تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، ایران تحت نفوذ قدرتهای غربی مانند بریتانیا و سپس آمریکا قرار داشت. ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۱۳۳۲ نشان داد که وابستگی به غرب، استقلال ایران را تهدید میکند.
– دوره نفوذ شرق: در دوران جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی سعی در گسترش نفوذ خود در ایران و منطقه داشت. تجربهٔ حکومتهای کمونیستی در همسایگی ایران و خطر ایدئولوژی مارکسیستی، نگرانیهایی را ایجاد کرد.
انقلاب اسلامی با شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» این سیاست را به عنوان آلترناتیوی در برابر دو قطبی جهان معرفی کرد. امام خمینی (ره) بارها تأکید کردند که ایران نه زیر سلطه آمریکا خواهد رفت و نه به اردوگاه شرق وابسته میشود.
۲. اصول بنیادین سیاست «نه شرقی، نه غربی» – استقلالطلبی: خوداتکایی در تصمیمگیریهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی بدون وابستگی به بلوکهای قدرت. – عدم تعهد به اتحادهای نظامی: اجتناب از پیوستن به پیمانهای منطقهای یا بینالمللی که حاکمیت ملی را محدود کند. – مقاومت در برابر هژمونی: مخالفت با سلطهجویی قدرتهای بزرگ در منطقه و جهان. – تأکید بر هویت اسلامی-ایرانی: استفاده از ظرفیتهای فرهنگی و تمدنی برای تقویت جایگاه ایران.
۳. ضرورت حفظ این سیاست در جهان امروز الف) چندقطبی شدن جهان: در شرایطی که نظام بینالملل به سمت چندقطبی شدن پیش میرود، سیاست «نه شرقی، نه غربی» میتواند به ایران امکان مانور بیشتری در تعامل با بازیگران نوظهور (چین، هند، روسیه) و اتحادیه های منطقهای (آسیان، آفریقا) بدهد. ب) جلوگیری از درگیری در رقابتهای فرامنطقهای: وابستگی به شرق یا غرب، ایران را درگیر رقابتهای ژئوپلیتیکی فرساینده (مانند تنش چین-آمریکا) میکند. ج) حفظ ثبات داخلی: اتکا به قدرتهای خارجی، اغلب به مداخله در امور داخلی و ایجاد شکافهای اجتماعی میانجامد.
۴. چالشهای پیشرو – فشارهای اقتصادی: تحریمهای غرب و محدودیتهای همکاری با شرق، اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار داده است. – تبلیغات رسانهای: جریانهای مقابل تلاش میکنند این سیاست را به عنوان «انزواگرایی» معرفی کنند. – تغییرات ژئوپلیتیک: ظهور بازیگران جدید و اتحادهای نوین (مانند BRICS) نیازمند بازتعریف تعاملات است. – اختلافات داخلی: گاهی نبود اجماع در نخبگان سیاسی درباره نحوه اجرای این سیاست، آن را تضعیف میکند.
۵. راهکارهای تقویت سیاست «نه شرقی، نه غربی»
۱. اقتصاد مقاومتی: – توسعه تولید داخلی و کاهش وابستگی به واردات. – تقویت همکاریهای اقتصادی با کشورهای غیرهمسو با غرب یا شرق (مانند کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین).
۲. دیپلماسی فعال و متوازن: – حضور مؤثر در نهادهای بینالمللی و ایجاد ائتلافهای موضوعی (مانند مبارزه با تروریسم یا محیط زیست). – تعامل هوشمندانه با قدرتهای منطقهای (ترکیه، پاکستان) و فرامنطقه ای (روسیه، چین) بدون وابستگی. ۳. تقویت گفتمان مقاومت: – استفاده از ظرفیتهای فرهنگی و رسانهای برای تبیین فلسفه این سیاست به افکار عمومی جهانی. – حمایت از جنبشهای استقلالطلبانه در منطقه که همسو با منافع ایران هستند.
۴. ارتقای توان دفاعی: – خودکفایی در صنایع دفاعی و تقویت بازدارندگی نظامی برای کاهش تهدیدات خارجی.
۵. همبستگی ملی: – ایجاد اجماع میان گروههای سیاسی و اجتماعی درباره اولویتهای ملی.
۶. نتیجه گیری سیاست «نه شرقی، نه غربی» نه یک شعار انقلابی صرف، بلکه راهبردی حیاتی برای حفظ استقلال و منافع ملی ایران در جهان پرآشوب امروز است. موفقیت این سیاست نیازمند بهروزرسانی راهکارها، تقویت اقتصاد داخلی، دیپلماسی چابک و هوشمند، و تقویت گفتمان مقاومت در سطح ملی و بینالمللی است. در شرایطی که نظام بینالملل در حال گذار به نظم جدیدی است، ایران میتواند با تکیه بر این اصل، جایگاه خود را به عنوان بازیگری مستقل و تأثیرگذار تثبیت کند.


Thursday, 16 July , 2026